حسابداری ذهنی چیست؟

حسابداری ذهنی,درواقع ارزش های متفاوتی است که ما برای مقادیر برابر از پولی که صرف کرده ایم یا می خوایم صرف نکنیم قایل می شویم.

 

این ارزش های متفاوت,به تصمیمات غیرمنظقی در صرف بودجه  ختم شده و بدترین قسمت ماجرا ایجاست که ما متوجه این ضرر ها نیستیم,حسابداری ذهنی درواقع یک مفهوم در زمینه ی اقتصاد رفتاری است.

اقتصاد رفتاری:

رشته‌ای است که با روش های علمی در فضای روان‌شناسی شناختی، فاکتورهای مربوط به احساسات و اجتماع را در تحلیل و فهم بازارها و عوامل اقتصادی به کار می‌گیرد.

 

حسابداری ذهنی غالباً مردم را به سمت تصمیم گیری غیرمنطقی  در سرمایه گذاری سوق می دهد و به شیوه های غیر اصولی و غالبا احساسی ، مانند تأمین بودجه با وام های پر بهره, در هنگامی که شما مبلغ قابل توجهی در حساب پس انداز خود دارید ، رفتار می کند.

برای جلوگیری از تاثیرات مخرب حسابداری ذهنی,باید پول را به یک شکل ببینیم;

شما برای خرید یک گوشی که قیمت آن در یک منطقه 5.000.000 تومان و در منطقه ای نسبتا دور4.850.000  است,این مسافت را طی می کنید اما برای خرید یک اتوموبیل که در همان منظقه 100.000.000 تومان و در منطقه ای نزدیک 99.500.000 است این مسافت کوتاه را طی نمی کنید,در صورتی که 350.000 تومان بیشتر از خرید موبایل اختلاف قیمت وجود دارد.واقعیت این است که 500.000 تومان,همواره 500.000 تومان است.فرقی نمی کند شما قصدخرید چه کالایی را دارید,هر مبلغی همواره یک ارزش ثابت دارد و حسابداری ذهنی باعث می شود که گاها متوجه این برابری ارزش نشویم.

 

این تفاوت در برابری ارزش,به شیوه بدست آوردن پولی که قصد خرج کردنش را دارید هم بستگی دارد.

فرض کنید شما قصد خرید یک تلوزیون به قیمت 6.000.000 تومان دارید. به فروشگاه می روید تا کالا را تهیه کنید,متوجه تخفیف 200.000 تومانی همان تلوزیون که قصد خریدش را داشتید می شوید.شما حس می کنید که 200.000 تومان سود کردید,واقعیت این است که شما 200.000 تومان کمتر ضرر کردید و این حسابداری ذهنی است که باعث توهم سود یا همان سود کاذب می شود.اکنون که شما 200.000 تومان به دست آورده اید(به خیال خود!) ارزش کمتری برای این پول قایل هستید و ممکن است که همان شب دوستان خود را به صرف شام مهمان کنید و خیلی بیشتر از 200.000 تومان هزینه کنید.

اکنون فرض کنید که قصد خرید همان تلوزیون را دارید اما در حال حاضر توان مالی خریدش را ندارید,

شش ماه پس انداز می کنید.بعد از شش ماه, هنگام خرید به این فکر می کنید که قیمت تلوزیون مقداری بالا است و شما می توانید یک مدل پایین تر را تهیه کرده و 1.900.000 تومان کمتر هزینه کنید,زیرا برای پس انداز این 6.000.000 تومان وقت زیادی صرف کرده اید و ارزش این پول برای شما بیشتر است.

در این مرحله که ذهن در حال گرفتن یک تصمیم منطقی است,باز هم حسابداری ذهنی وارد کار شده و باعث گرفتن تصمیمات غلط می شود,فروشنده به شما پیشنهاد می دهد که میتوانید تلوزیون 6.000.000 تومانی را با اقساط 14 ماهه (هرماه 550.000 تومان) تهیه کنید,شما این پیشنهاد را قبول می کنید زیرا 6.000.000 تومان پس انداز دارید و میتوانید با 5.450.000 تومانی که پس از قسط اول ار پس انداز شما باقی مانده یک مسافرت بروید و برای تلوزیونی که میتوانستید یک روزه تهیه کنید,به مدت 14 ماه بخشی از درامد خود را به آن اختصاص دهید و درضمن تلوزیون را 1.900.000 تومان گرانتر از قیمت واقعی کالا تهیه کرده اید.شما می خواستید 1.900.000 تومان کمتر هزینه کنید اما 5.450.000 تومان بیشتر هزینه کردید  و تلوزیون را 1.900.000 تومان بیشتر از ارزش واقعی خریداری کردید.

 

 

مبالغ متفاوت برای افراد مختلف,ارزش های نامساوی دارند,مثلا 10.000.000 تومان برای خرید تلوزیون,برای فردی که ماهانه 8.000.000 تومان درامد دارد,مبلغ منطقی است اما برای شخصی که ماهیانه 1.500.000 تومان درامد دارید غیر منطقی.

اما برای یک فرد,500.000 تومان همواره 500.000 تومان است ,فرقی نمی کند قصد خرید ماشین دارید یا خرید موبایل,ارزش پول همواره یکسان است,یعنی صرف نظر از درامدتان,باید با پول خود کاملا یکسان رفتار کنید.

 

طبق تحقیقات ریچارد تالر,مردم با پولی که خودشان بدست آورده اند و پولی که در قرعه کشی برنده شده اند یکسان رفتار نمی کنند.شما ممکن است برای 20.000 تومان تخفیف در خرید با پولی که خودتان بدست آورده اید چانه بزنید,اما از طرف دیگر 70.000 تومان هزینه اضافی و کاملا غیر منظقی با پولی که برای بدست آوردنش تلاشی نکرده اید داشته باشید.

 

به نظر می رسد افراد ,خط حسابداری ذهنی را حس نمی کنند ، اما در واقع بسیار غیر منطقی است. به عنوان مثال ، برخی از افراد یک "قلک پول" یا صندوق مشابهی را برای تعطیلات یا خرید یک خانه جدید در نظر می گیرند ، در حالی که در عین حال بدهی نقدی قابل توجهی نیز دارند. آنها علی رغم این که خارج کردن وجوه حاصل از بازپرداخت بدهی ، افزایش نرخ بهره را افزایش می دهد ، با این تفاوت که پول های موجود در این صندوق ویژه را متفاوت با پولهایی که برای پرداخت بدهی استفاده می شود ، می پردازند و از این طریق ارزش دارایی های کل آن ها کاهش می یابد.

افراد در این سناریو بهتر است از وجوهی که در حساب ویژه پس انداز کرده اند برای پرداخت بدهی گران قیمت قبل از انباشت بیشتر استفاده کنند.

ترجمه آرین فولادوند

نویسنده: آرین فولادوند
جستجو
(تمام مطالب) کاربران