• سرمایه ثابت

    در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه که به صورت وسایل تولید، ابزار کار و مواد خام نمود می یابد را سرمایه ثابت می نامند. این سرمایه، ثابت خوانده می شود، چون نمی تواند بیش از ارزش خود به ارزش محصول بیفزاید. البته در اینجا، ارزش به صورت زمان کاراجتماعاً لازم تعریف می شود. سرمایه ثابت به دو قسمت سرمایه سیار و سرمایه مستقر تقسیم می شود.

  • سرمایه گذاریهای بلند مدت

    این سرمایه گذاریها ، مانند خرید اوراق قرضه و یا سهام موسسات دیگر ، از نوع داراییهایی می باشند که مدیران موسسه انتظار ندارند در طی یک دوره مالی به وجه نقد تبدیل گردند .

  • درآمد سرانه

    درآمد سرانه عددی است که از تقسیم تولید ناخالص داخلی بر جمعیت یک کشور بدست می آید و چون تولید ناخالص داخلی در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوران معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید می‌شود پس معنای ساده‌تر درآمد سرانه این است که به ازای هر نفر در یک کشور چه میزان درآمد وجود دارد.

  • اسنادپرداختنی

    علاوه برقراردادویاقول وقرارمنعقده بین موسسه وفروشنده کالاوخدمات درقبال بدهی ایجادشده اسنادی مانند سفته . برات نیزازطرف موسسه به طلبکار تسلیم می شود

  • دفتر روزنامه خرید

    کلیه رویدادهای مالی مربوط به خرید نسیه کالا در دفتر روزنامه خرید ثبت می گردد. در صورتی که کالا به صورت نقدی خریداری شود ، در دفتر روزنامه پرداختهای نقدی ثبت می گردد. همچنین باید توجه داشت که خرید داراییهایی مانند اثاثه اداری به صورت نسیه در دفتر روزنامه عمومی و در صورت خرید آن به طور نقدی در دفتر پرداختهای نقدی ثبت خواهد شد .

  • دارایی

    درحسابداری به هرآنچه که درتملک موسسه باشد دارایی گفته می شود.کلیه منابع اقتصادی اعم از مشهود ونامشهودکه درتملک موسسه بوده وقابل تقویم به پول ودارای منافع آتی برای موسسه باشند رادارائی نامند

  • انواع دارایی

    دارای وجود فیزیکی وملموس هستند مانند وجوه نقد .کالاو..نامشهودند مانند مطالبات . سرقفلی ها . حق الامتیازات

  • سرمایه

    منابع مالی متعلق به صاحبان موسسه باشد که " سرمایه " نامیده می شوند

  • فرض تداوم فعالیت

    حاکی از این است که واحد تجاری عملیات خود را در آینده قابل پیش بینی ادامه خواهد داد. به بیان دیگر، واحد تجاری آن قدر به موجودیت خود ادامه می دهد تا برنامه های جاری خود را اجراء و تعهدات خود را ایفا کند.

  • اصل تطابق هزینه ها با درآمدها

    این اصل بر فرآیند اندازه گیری سود تمرکز دارد و مفهوم آن این است که بعد از اندازه گیری درآمد دوره، هزینه های انجام شده به منظور تحصیل درآمد نیز باید برای همان دوره تعیین و با درآمد مربوط مقابله شود تا سود خالص دوره مشخص گردد. بنابراین، شناخت هزینه متعاقب شناخت درآمد است. پیش فرض استفاده از اصل تطابق هزینه ها با درآمدها فرض تعهدی است.